تبلیغات
عشق ممنوع - مطالب آذر 1385


عشق ممنوع


Hello
دوشنبه 6 آذر 1385

سلام

زنگ مدرسه دوباره به صدا در آمد

ابر های بارانی دوباره آمدند تا بازی کنند

آیا کسی به تو نگفته است که او دیگر نفس نمی کشد؟

سلام من ذهن تو هستم 

که همدمی برای تو آورده ام

سلام

اگر من بخندم و باور نکنم

می دانم که به زودی از این خواب بیدار خواهم شد

سعی در درست کردن من نکن من نشکسته ام

سلام

من آن دروغی هستم که تو در پشت من پنهان شده ای

گریه نکن

ناگهان متوجه شدم که این یک خواب نیست 

سلام

من هنوز اینجا هستم هر آنچه از گدشته باقی مانده

...........................................................

 سلام گر چه به انداره ی کافی سلام دادم ...

با اجازتون این مطلب خود کشی رو برداشم

ولی کامنتاشو پاک نکردم چون یه جورایی بی اعتنایی به افراد میشه

موفق باشید

.............................................................




نوشته شده توسط بهادر در دوشنبه 6 آذر 1385 و ساعت 06:11 ق.ظ

Desined By Mohamad + Alireza
[YahooOnline(1z4Y_x1z4P$z)]